|
|
||
DarkneSsPosted by Dawn (Teh, Iran) on 31 July 2007 in Abstract & Conceptual and Portfolio.
Comments (10)
PEDRAM from Esfahan, Irannice & SAD ! 31 Jul 2007 4:46pm mehran from Iranfeshar ba rooye chizi sakht..... 31 Jul 2007 9:46pm saLeh roZati from Wiesbaden, Germanyعاشقان نالان چو نای و عشق همچون نای زن تا چه ها در می دمد این عشق در سرنای تن هست این سر ناپدید و هست سرنایی نهان از می لب هاش باری مست شد سرنای من گاه سرنا می نوازد گاه سرنا می گزد آه از این سرنایی شیرین نوای نی شکن شمع و شاهد روی او و نقل و باده لعل او ای ز لعلش مست گشته هم حسن هم بوالحسن بوحسن گو بوالحسن را کو ز بویش مست شد وان حسن از بو گذشت و قند دارد در دهن آسمان چون خرقه رقصان و صوفی ناپدید ای مسلمانان کی دیده ست خرقه رقصان بی بدن خرقه رقصان از تن است و جسم رقصان است ز جان گردن جان را ببسته عشق جانان در رسن ای دل مخمور گویی باده ات گیرا نبود باده گیرای او وانگه کسی با خویشتن 5 Aug 2007 6:01am |