Solitude State

Posted by D à W n (Teh, Iran) on 22 October 2007 in Abstract & Conceptual and Portfolio.

saLeh roZati from Germany

kheyli khube khorshid
tala dare to in akset taaaaaaaala
afarin

22 Oct 2007 5:19pm

HoMaaa from Iran

all alone, Against all SEVERITY....

22 Oct 2007 5:33pm

Mohammad from Iran

ترکیب بندی مثل همیشه اما اینبار سرد و گرم و سکوت و خروج او از جاده یخی

22 Oct 2007 6:09pm

خشایار from yerevan, Armenia

تو برو
برو از این لبریز ِ عشق
وقتی که رفتی
نگاهی نکن
اشکی هم نریز
فقط برو. باز هم برو.

22 Oct 2007 9:22pm

Exit from Tehran, Iran

زمانی که در آخرین پیچ گم می شوم

چند کلاغ دیگر بر شاخه های تنهاییم به خواب رفته اند؟

23 Oct 2007 5:57am

angel from Iran

بازوانم یخ بسته اند
و من از حوصله ی زمین و آسمان و در و پنجره و همه ی روزنه ها
اخراج شده ام
پرسپکتیو ِ سکوتم این روز ها خارج از حد ِ دید
و ترسیماتم همه از زاویه ی آسمان
بالای ابر هاست
...
تکه تکه می بارند حرف هایم
و چیلینگ چیلینگش سوگند می دهد گوشم را
.
.

یک دور و نیم می زند چشمانم
نیم کره ی یک چهارمی ِ مغرم طی می شود

و اینجا ، لای سلول ها .. ته ِ ته ِ گلبول هایم
همه چیز مرز دارد
حتی عشق هایمان

عبور می کنم لبخند ها را
قطعه
طبقه
.
.
دعا کرده بودم قبرم در سایه باشد
و حالا تابستان است
و تبعیدم کرده اند مرا به تلخ ترین فنجانی که پدربزرگ می نوشید
به اینجا

لبخند می نویسم
و

باران هم چنان می بارد
دلم حیاط با یک طناب ملحفه های سفید می خواهد

دلم نور

.

.

باران هم چنان می بارد ...
و من دلم نمی خواهد میان ِ تلخ نوشت هایم
بیست و دو ساله نشده ، چهل ساله شوم


باران هم چنان می بارد

به آخرین ترانه ای که رقصیدم
به بغضم

ته بن بست ِ تاریک ِ شب
به روی ِ من ِ سنجاق شده به بلیط ها


باران هم چنان می بارد


-
Angel .

23 Oct 2007 7:43am

aFshin from Iran

امروز هم گذشت

و من هنوز چیزی از زندگی نمیخواهم

و من هنوز چشمانم به در خیره مانده

و من هنوز بوی تعفن نگرفته ام

23 Oct 2007 11:11am

Pedram from Esfahan, Iran

Aslan axe shAeranei nist !!!!!!
ye mohite sanAtie ke be behtarin shekl kadr shode...!
kheili khobe... khosham omad...! :)

24 Oct 2007 11:21pm